دانلود آهنگ از طاهر امینی

متن کامل آهنگ از طاهر امینی
یه تک درخت تنها
خیره شده به ابرا
طفلی هنوز میخنده
رفته به جنگ دردا
چیزی براش نمونده
دلواپس خزونه
ترسیده اون منتها
آیه ی یأس نخونده
آنکه نهاده در دلم حسرت یک نظاره را
بر لب من کجا نهد لعل شراب خواره را
رشته ی عمر پاره شد بس که ز دست جور او
دوخته ام به یکدگر سینه ی پاره پاره را
کاشکی کسی نخنده
به اون و آرزوهاش
شاید یه روز رسید اون
با این که خیلی تنهاس
شاید یه روز رسید اون
با اینکه خیلی خسته اس
با اینکه خیلی وقته
زخمی جنگ غم هاس
آنکه نهاده در دلم حسرت یک نظاره را
بر لب من کجا نهد لعل شراب خواره را
رشته ی عمر پاره شد بس که ز دست جور او
دوخته ام به یکدگر سینه ی پاره پاره را